الشيخ المنتظري

250

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

( سپاس خداوندى را سزاست كه به قدرت و توانايى خود بر همه اشياء غالب ، و به فضل و احسان خود به هر چيزى نزديك است ، بخشنده هر فايده و سودى ، و دفع كننده هر بلاى بزرگ و سخت است . ) « ال » در « الحمد » براى استغراق و به معناى « كلّ » است ، يعنى همه حمد و ستايش مخصوص خداوند است ، هرچه حمد و ستايش در جهان هستى صورت مىگيرد همه مخصوص خداست و طبعاً براى او واقع مىشود . هميشه حمد و ستايش در مقابل كمال است ، هر چيزى را كه انسان ستايش مىكند براى كمالى است كه در آن پنداشته ، و وقتى انسان حساب مىكند مىبيند هرچه كمال هست همه به خدا برمى گردد ، چرا كه او كمال مطلق است و موجد همه كمالات ، پس به همين علّت همه حمد و ستايش در هر جايى انجام بگيرد مخصوص خداست و به خدا برمى گردد . « علا بحوله و دنا بطوله » ، اين دو جمله در برابر هم مثل سجع است . « علا » يعنى خدا داراى علوّ است ، « بحوله » يعنى به قدرت خود ; پس علوّ خدا به قدرت اوست نه اين كه خيال كنيم او بالا و ما پايين هستيم ، اين علوّ مكانى است و در خدا نيست . خدا وجود غيرمتناهى است و به اين حساب علم غيرمتناهى ، حيات غيرمتناهى و قدرت غيرمتناهى است ، پس وقتى قدرت غيرمتناهى بود از همه بالاتر و بر همه مسلّط است . « لا حول و لا قوّة الاّ بالله » يعنى هيچ قدرت و قوّتى غير خدا نيست . « و دنا بطوله » و با تفضّل خود نزديك به بندگان است ; « دنا » از « دنوّ » به معناى نزديكى است ، امّا نه به معناى نزديكىِ مكانى بلكه به واسطه تفضّلى كه دارد به بندگان خود نزديك است . « مانح كلّ غنيمة و فضل » حمد و ستايش مخصوص آن خدايى است كه بخشنده هر غنيمت و تفضّل است ; « مانح » اسم فاعل از مادّه « مَنَحَ » به معناى بخشنده است ، « غنيمة » چيزها و بهره هايى است كه نصيب انسان مىشود ، « فضل » هم